ابراهيم عاملي ( موثق )
267
تفسير عاملي ( فارسي )
و دستورهاى پيغمبران داشتند وسيلهى دقّت و فكر در دستورهاى دينى بود كه آنچه علماى آن روز مسيحيّت مىگفتند قابل قبول است يا نه ؟ 2 - براى جلوگيرى از خوردن خون و مردار دستور سخت لازم بود چون بايستى ديد در چه موقعى اين حكم صادر شده است ؟ آن روز را نمىتوان با اين دوره سنجيد چه به آن دوران طبايع مردم از اينجور چيزها منزجر نبود عربى كه پشم شتر را در خون فرو ميبرد و خشك ميكرد و غذاى خود مىنمود بايد به او بگويند : فكر خود را به كار ببر و از آنچه در اين زمين آفريده شده و لذيذ است بهره بردار و بجاى خوردن خون و مردار با قدرى كار و كوشش از چيزهاى پاكيزه و پسند ، خوراك خود را تهيه كن . و حرمت گوشت خوك ممكن است از نظر توليد ميكروب در معده باشد كه جلوگيرى از خوردن آن لازم بود و با صرف نظر از اين احتمالها ميگوئيم : مسئلهى وحى و پيغمبر غير از مطالب مادّى و زندگى روزانهاى است كه بشر با فكر خود معيّن مىكند و ما نمىتوانيم تمام آن مطالب را با فكر و عمل خود بسنجيم . البتّه پيغمبر براى راهنمائى انسان است بكمالات مادى و معنوى و عالم ديگر . پس آنچه مربوط بقسمت اوّل است ما ميتوانيم در اطرافش چيزى بينديشيم ولى نسبت ببقيّه همان وظيفهى مخصوص به او است و بس . 3 - جملهى « ما أُهِلَّ بِه لِغَيْرِ اللَّه » جلوگيرى شده است از خوردن آنچه نام خدا در هنگام كشتن به زبان نيايد ، البته در برابر عربى كه چون حيوان را مىكشت با شوق تمام آواز بنام بتها بلند ميكرد و باندازهاى اين رسم همگانى بود كه هر كس حيوانى مىكشت او را « مهل » « 1 » ميناميدند اگرچه چيزى نمىگفت پس در اين صورت لازم بود كه از اين عمل زشت جلوگيرى شود بعلاوه ياد خدا و نام او بردن در هنگام كار ، خود نشانهى دلبستگى بآفريدگار يكتا است و توجّه آدمى به او در همه احوال .
--> ( 1 ) آواز بلند كننده .